گنجور

شمارهٔ ۴۳۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار

خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار

در بهاران غنچه را دل خرم و خندان بود

غنچه دل چون دل غنچه ست ما را این بهار

می نماید لاله زار عشرت امسالم به چشم

داغهای محنت دوری که بر دل بود پار

آرزو دارم که گیرم بر کنار کشت می

ای خوش آن دم کارزوی خویش گیرم در کنار

دامن افشان از غبار غم که از باران نماند

چون دل اهل صفا بر دامن صحرا غبار

آب صافی می کند در جوی کار آینه

شاهد گل زان گشاید رخ به طرف جویبار

آن سهی قد گر کند بر مشهد جامی گذر

بهر پابوس وی از گل سربرآرد سبزه وار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط