گنجور

شمارهٔ ۴۲۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

شبم چون دل ز تاب تب بسوزد

ز آهم بر فلک کوکب بسوزد

چنان از سوز دل شد قالبم گرم

که ترسم جامه از قالب بسوزد

لبت هست آتشین لعلی که هرگاه

خیال بوسه بندم لب بسوزد

به روز هجر ازان سوزم که باشد

چراغ از بهر آن تا شب بسوزد

ببر خاکسترم از راهش ای باد

مبادش زان سم مرکب بسوزد

رقیب خام هست از پختگی دور

ز یارب های من یا رب بسوزد

چو بر جامی شود سوز تو غالب

متاع هستیش اغلب بسوزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور