گنجور

شمارهٔ ۴۲۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر شب ز غمت بس که دلم زار بنالد

از ناله زارم در و دیوار بنالد

بی روی تو نالد دل ازین سینه صد چاک

چون مرغ قفس کز غم گلزار بنالد

آه از دل سخت تو که یک ره نکنی گوش

گر عاشق دلسوخته صد بار بنالد

افغان دلم آید ازان طره شبرنگ

چون ناله مرغی که شب تار بنالد

گر کوهکن از عشق بنالید عجب نیست

گر کوه بود والله ازین بار بنالد

بلبل که ز گل هر چه رسد هست به آن خوش

خوش نیست گر از سرزنش خار بنالد

جامی مکن از یار فغان گر ستمی کرد

یار آن نبود کز ستم یار بنالد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر