گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۴۰۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

جز سر کویش من آواره را مسکن مباد

بلبل بی خان و مان را جای جز گلشن مباد

بر درش شبها سگان را جا و من محروم ازان

وه چه روز است این که دارم سگ به روز من مباد

دیگران را دیده روشن گر چه از مردم بود

جز به روی آن پریرو چشم من روشن مباد

گر چه هر دم خاک گردد در رهش صد جان پاک

هیچ گه زین رهگذر گردی بر آن دامن مباد

صد بلا گر پیش پیش آید به هر گامی مرا

هرگزم از کوی عشقش روی برگشتن مباد

گر سگانش را خلد خاری به پا از بهر آن

غیر نوک نشتر مژگان من سوزن مباد

گر بود روزی معاذالله که نتوان دیدنش

جامی بیچاره را آن روز جان در تن مباد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور