گنجور

شمارهٔ ۳۹۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

آن کج کله چو کاکل گلبوی شانه زد

از رشک شانه آتشم از دل زبانه زد

تبخاله نیست بر لبم این آبله که جان

خیمه ز داغ و درد درون بر کرانه زد

شد در وفا نشانه دل ما و چشم تو

از غمزه صد خدنگ جفا بر نشانه زد

اقبال پایبوس تو این آستانه یافت

مقبل کسی که بوسه بر این آستانه زد

چشمت دلی ز علم و هنر پر ز من ربود

عیار پیشه بین که چه بر کنج خانه زد

زد در سماع عشق تو مطرب ترانه ای

صد چرخ اشک گر مروم زان ترانه زد

جامی چو رو نهاد ز تبریز در عراق

شوخی ز فارس راه دلش در میانه زد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن