آن کج کله چو کاکل گلبوی شانه زد
از رشک شانه آتشم از دل زبانه زد
تبخاله نیست بر لبم این آبله که جان
خیمه ز داغ و درد درون بر کرانه زد
شد در وفا نشانه دل ما و چشم تو
از غمزه صد خدنگ جفا بر نشانه زد
اقبال پایبوس تو این آستانه یافت
مقبل کسی که بوسه بر این آستانه زد
چشمت دلی ز علم و هنر پر ز من ربود
عیار پیشه بین که چه بر کنج خانه زد
زد در سماع عشق تو مطرب ترانه ای
صد چرخ اشک گر مروم زان ترانه زد
جامی چو رو نهاد ز تبریز در عراق
شوخی ز فارس راه دلش در میانه زد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی موهای معشوق که مانند گل است، میگوید و نشان میدهد که این زیبایی باعث آتش حسرت در دلش شده است. او بیان میکند که زخمهای عشق نه بر لب، بلکه در دلش وجود دارد. شاعر اشاره میکند که وفای معشوق علامت عشق میان آنها شده و از دوری و غمزدگی خود درد میکشد. بوسه و تعهد به آستان محبت معشوق را به تصویر میکشد و از تأثیر چشمان معشوق بر دل کسی میگوید که هنر و علم را میشناسد. همچنین، شاعر احساسات عمیق خود را در موسیقی و آواز عشق بیان میکند و نشان میدهد که اشکهایش در پی عشق بیپایان است. نهایتاً، به دیدار دو شهر مختلف (تبریز و فارس) اشاره و از زیبایی عشق مینویسد.
هوش مصنوعی: وقتی او با موهای زیبایش خود را آراست، خشم و حسادت مرا برانگیخت و آتش دل من شعلهور شد.
هوش مصنوعی: این آبله بر لبم نیست، بلکه نشانهای از آتش درد و رنجی است که در درونم شعلهور است و مانند جان خیمهای بر لبهی آتش نشسته است.
هوش مصنوعی: در وفاداری، دل ما به نشانهای تبدیل شد و چشمت با یک نگاه دلربا، صد تیر جفا بر آن نشانه زد.
هوش مصنوعی: اقبال در این مکان مقدس به تو نزدیک شد، همانی که بوسهای به زمین زد.
هوش مصنوعی: چشمانت دل مرا با علم و هنر خود گرفت و مانند فردی هنرمند، در گوشه خانهام کارهایی انجام میدهد.
هوش مصنوعی: در حالتی که به عشق تو مشغول هستم، نوازنده آهنگی مینوازد و در این آتش اشکهای من به خاطر آن آهنگ به حرکت درمیآید.
هوش مصنوعی: وقتی جامی از تبریز به سمت عراق رفت، در دلش یک شوق و عشق از فارس جوانه زد و به میانه راه کشیده شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب همچو شمع آتش آهم زبانه زد
تیر مراد در دل شب بر نشانه زد
با آفتاب خویش شود همنفس چو صبح
در عشق هرکه یکنفس عاشقانه زد
شکر لبان نهند بر این آستانه روی
[...]
دست صبا به طره شمشاد شانه زد
قمری به شاخ سرو ز وحدت ترانه زد
بر گل هزاردستان چنگ و چغانه زد
بایدم دم سپیده شراب شبانه زد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.