آنچه از آتش غم با دل غمناک رود
گر برآرم دم ازان دود بر افلاک رود
بنده ام پاکروی را که درین دیر کهن
تا زید پاک زید چون برود پاک رود
زیر هر سنگ فتاده ست سر سرهنگی
پر دلی کو که درین راه خطرناک رود
دیده را تا به زمین فرش نسازم مخرام
حیف باشد ز چنین پای که بر خاک رود
لذت تیغ غمت باد بر آن کشته حرام
که نه با عهد درست و کفن چاک رود
سرفرازان جهان گردن تسلیم نهند
هر کجا قصه آن حلقه فتراک رود
جامی از خط خوشش پاک مکن لوح ضمیر
کین نه حرفی ست که از صفحه ادراک رود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس غم و ناامیدی اشاره دارد و به جستجوی حقیقت و پاکی در میان مشکلات میپردازد. شاعر از آتش غم سخن میگوید که اگر به آن دم بزند، به آسمان خواهد رفت. او خود را بندهای میداند که در مکانهای کهنه به دنبال پاکی است. هر سنگی زیر آن سرنخی از قهرمانانهای ممکن است مخفی باشد. شاعر تأکید میکند که نباید اجازه دهیم دیدهامان به زمین فرش شود و از پای خود بر خاک هدر برود. او بر این باور است که غم و درد عشق باید با وفاداری و صداقت همراه باشند و در نهایت، از زیباییهای زندگی -حتی در دل مشقات- باید غافل نشد. در انتها، شاعر از اهمیت نگهداشتن یادها و درسها در ذهن و قلب سخن میگوید.
هوش مصنوعی: هر آنچه که از آتش غم در دل ناراحت ایجاد شود، اگر از آن بخواهم نفس بکشم، آن دود به آسمان خواهد رفت.
هوش مصنوعی: من به شخصی با صداقت و درستی خدمت میکنم که در این مکان قدیمی، وقتی که زید (به عنوان یک نماد از شخصیت خوب) از اینجا میرود، با خود پاکی را به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: در زیر هر سنگی، سرباز شجاعی وجود دارد که در این مسیر پرخطر قدم میزند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمین را فرش نکنم و جای پا را نیکو نسازم، نمیتوانم به پاهایی که بر روی خاک میگذارم افتخار کنم.
هوش مصنوعی: لذت درد و غم تو برای کسی که در عشق تو دچار آسیب شده است حرام است، چرا که او نه با وفا و صداقت زندگی کرده و نه به تعهدات خود پایبند بوده است.
هوش مصنوعی: هر جایی که داستان حلقه فتراک پیش بیاید، بزرگان و سرفرازان دنیا به احترام و تسلیم در برابر آن اقدام میکنند.
هوش مصنوعی: هرگز از خط زیبا و خوشش نکن که لوح دل را پاک کند، زیرا این گفتار، حرفی نیست که از یاد انسان برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می شود آب روان چون به رگ تاک رود
صرفه آب در آن است که در خاک رود
همه شب گرد دل سوختگان می گردی
کس ندیدم که در آتش چو تو بیباک رود
گرد گشتیم و بلندست همان پایه ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.