گنجور

شمارهٔ ۳۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید

خطت ز سنبل تر بر سمن نقاب کشید

مصور ازل ابروی دلگشای تو خواست

ز مشک ناب هلالی بر آفتاب کشید

سگ تو خواست برای قلاده عقد گهر

به رشته مژه چشمم در خوشاب کشید

پلاس میکده زاهد ز دلق پشمین ساخت

بساط زرق به پای خم شراب کشید

شبی خیال تو دامن کشان ز ما نگذشت

کزین دو دیده نه دامن به خون ناب کشید

ز خواب ناز چو بگشاد دیده نرگس مست

چه نازها که ازان چشم نیم خواب کشید

ز درد هجر عذابی ست ناله رحمی کن

که در فراق تو جامی بسی عذاب کشید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام