گنجور

شمارهٔ ۳۵۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

جرمی که رخت ما به حریم فنا کشد

بهتر ز طاعتی که به عجب و ریا کشد

هر دم ز بزم عیش نهم رو به راه زهد

بازم کمند گیسوی چنگ از قفا کشد

گو جام صاف و دامن معشوق ساده گیر

آن را که دل به صحبت اهل صفا کشد

بر سنگ امتحان نشود هم عیار زر

هر مس که سر ز تربیت کیمیا کشد

زین گونه کز قضا و قدر در کشاکشم

در حیرتم که کار من آخر کجا کشد

بر حرف هیچ کس منه انگشت اعتراض

آن نیست کلک صنع که خط خطا کشد

جامی ز خوان رزق چو یک نان کفایت است

آزاده بار منت دونان چرا کشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور