جرمی که رخت ما به حریم فنا کشد
بهتر ز طاعتی که به عجب و ریا کشد
هر دم ز بزم عیش نهم رو به راه زهد
بازم کمند گیسوی چنگ از قفا کشد
گو جام صاف و دامن معشوق ساده گیر
آن را که دل به صحبت اهل صفا کشد
بر سنگ امتحان نشود هم عیار زر
هر مس که سر ز تربیت کیمیا کشد
زین گونه کز قضا و قدر در کشاکشم
در حیرتم که کار من آخر کجا کشد
بر حرف هیچ کس منه انگشت اعتراض
آن نیست کلک صنع که خط خطا کشد
جامی ز خوان رزق چو یک نان کفایت است
آزاده بار منت دونان چرا کشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم دین، ریا و صداقت میپردازد. شاعر معتقد است که گناهی که انسان را به فنا میکشاند، بهتر از عملی است که با عجب و ریا انجام میشود. او همچنین به دنبال یک زندگی زاهدانه است، اما نمیتواند از زیباییهای دنیا و جذابیتها دوری کند.
شاعر به ارزش واقعی افراد اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند جای خلوص و صداقت را بگیرد. او در نهایت در حال کشمکش با قضا و قدر خود است و در حیرت است که سرنوشتش به کجا میرسد. در پایان، او بر این نکته تأکید میکند که زندگی باید بر اساس تقوی و رضایت الهی باشد و نباید منت پذیرش از دونان را بر خود بار کند.
هوش مصنوعی: اگر گناهی باعث شود که ما از دنیای مادی و فناپذیر رهایی یابیم، این بهتر از عبادتی است که فقط بر مبنای خودپسندی و تظاهر انجام شود.
هوش مصنوعی: هر لحظه در حال لذت و شادی هستم، اما دوباره به سمتی که زندگی زاهدانه را دنبال کنم، برمیگردم. همچنان که موهای کسی که در پسزمینه است، مرا به عقب میکشد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به لذت و زیباییهای زندگی دست یابی، باید از چیزهای ساده و بیآلایش بهره بگیری، زیرا کسی که با انسانهای پاکنیت معاشرت کند، دلش به آرامش و صفا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: در آزمونهای سخت، هر فلزی که به تربیت و پرورش نرسیده باشد، نمیتواند به ارزش و خلوص طلا نزدیک شود.
هوش مصنوعی: بر اثر سرنوشت و تقدیر در تنگنای زندگیام سرگردان هستم و نمیدانم که سرانجام کار من به کجا خواهد انجامید.
هوش مصنوعی: بر اساس این بیت، نباید به سخن دیگران ایراد بگیریم، زیرا خطاها و نقصها بخشی از آفرینش و وجود دارند. در واقع، نباید اجازه دهیم که اشتباهات ما یا دیگران باعث اعتراض یا سرزنش شود، چرا که این جزئی از طبیعت هر چیزی است.
هوش مصنوعی: آشکار است که داشتن حتی یک جام پر از رزق و روزی، به اندازه یک نان برای تأمین نیازها کافی است. پس چرا یک فرد آزاده باید بار و فشار درخواستهای بیجا و ناخواسته افراد پست و بیارزش را تحمل کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی که جان من ز فراقش بلا کشد
آنروز عرش غاشیهٔ کبریا کشد
ما را یکیست وصل و فراقش چو هر دو زوست
این غم نه کار ماست که این غم کیا کشد
نامرد باشد آنکه وفا نشمرد ازو
[...]
دل چون ز خاک راه طلب توتیا کشد
از روی میل خار مغیلان بپا کشد
ما را نه زور جذبه شوقی بود که مرگ
دامان آرزوی تو از دست ها کشد
یکره بروی جان بلب آمده بخند
[...]
پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
در گوش چرخ حلقه ز قد دوتا کشد
تا حفظ آبروی قناعت میسرست
خاکش به سر که منت آب بقا کشد
نتوان به پای سعی دویدن ز خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.