گنجور

شمارهٔ ۳۰۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

لعل لبت به لطف حکایت نمی کند

چشم خوشت نظر به عنایت نمی کند

صد بار بیش پیش تو گفتیم درد دل

دردا که در دل تو سرایت نمی کند

دل با سگ تو شرح دهد قصه رقیب

از دوستان به غیر شکایت نمی کند

با شیخ خرقه پوش چه کارم که کار من

جز پیر می فروش کفایت نمی کند

از لوح فهم واعظ خوش لهجه محو به

هر نکته کز لب تو روایت نمی کند

معشوق را رعایت عاشق خوش است لیک

یار من این طریقه رعایت نمی کند

جامی ببند لب که حریف سخن نیوش

ادراک رمز و فهم کنایت نمی کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام