گنجور

 
جامی
 

جان ازان لبها حکایت می کند

طوطی از شکر روایت می کند

هر که می گوید حدیث سلسبیل

زان لب نوشین کنایت می کند

از رقیبان می کند پهلو تهی

جانب ما را رعایت می کند

چشم شوخش می کشد تیغ جفا

لعل جان بخشش حمایت می کند

دور ازان لب جان یکی نالان نی است

بشنو از نی چون حکایت می کند

زان لب همچون شکر مانده جدا

از جداییها شکایت می کند

قتل جامی را چه حاجت زخم تیغ

غمزه ای او را کفایت می کند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.