دلم میل یکی سرو سهی کرد
که در وصفش عبارت کوتهی کرد
اگر چه بی رهی کردن ز حد برد
بحمدالله که تنها با رهی کرد
دل من زان دهان رو در عدم داشت
چو جان دانست عزم همرهی کرد
صراحی با وجود لعلش از می
دلی پر داشت از ساغر تهی کرد
حریم آستانش دید زاهد
هوای خلد کرد و ابلهی کرد
دلم خوش بود با بیماری خویش
ازان سیب ذقن میل بهی کرد
به صحرای عدم زد خیمه جامی
چو سودای بتان خرگهی کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر کشش و میل دل به سوی معشوقی زیبا و دلربا است. شاعر از عشق و آسانی راهیابی به معشوق سخن میگوید و از احساس رضایت خود از این عشق با وجود مشکلات و دوریها خبر میدهد. او به زیباییهای گلابی و میپردازد و نشان میدهد که حتی در سختیها و مشکلات، این عشق و اشتیاق میتواند آرامش و خوشحالی به همراه داشته باشد. در انتها، شاعر تمایل به دنیای ابدی و غیرمادی را نیز ابراز میکند.
هوش مصنوعی: دل من دلتنگ دیدن یک سرو زیبا شده است، به طوری که در توصیف او کلمات کم میآورم.
هوش مصنوعی: اگرچه مسیر زندگی بدون راهنما سخت و دشوار است، اما خوشبختانه با وجود راهنما، میتوان به هدف رسید و از مشکلات عبور کرد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آن لبها به عدم (نیستی) رفت، اما وقتی جان فهمید که میخواهد همراهی کند، تصمیم به همراهی گرفت.
هوش مصنوعی: شراب به یاد لعلهای دلانگیز صراحی، پر از عشق و احساس است، اما در عین حال ساغر را خالی کرده است.
هوش مصنوعی: زاهد وقتی به حریم حرم او نگریست، به اشتباه آرزوی بهشت را در دل گرفت و دچار سادهلوحی شد.
هوش مصنوعی: دل من با بیماری خودم خوش بود، چون به دلیل آن، میتوانستم به سیب روی لبم علاقهمند شوم.
هوش مصنوعی: در دل بیکرانه هیچ، جامی به مانند آرزوی معشوقان، کمپی را برپا کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیاله کالبد را چون تهی کرد
هزاران کالبد را جان رهی کرد
به بخشش خلق عالم را رهی کرد
همه گنجینهٔ شمسی تهی کرد
فلک یاری و اختر فرهی کرد
فضای عرصه از خصمان تهی کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.