گنجور

شمارهٔ ۲۸۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای کسانی که در آن کوی گذاری دارید

این چنین در غم و اندوه مرا مگذارید

ناگهان گر سوی آن ماه گذاری بکنید

بر شما باد که از حالت من یاد آرید

سر به سر قصه غمهای مرا غصه دهید

یک به یک محنت و اندوه مرا بشمارید

می روم سوی عدم جان مرا بستانید

یادگاری به سگان در او بسپارید

تن فرسوده من بر سر راهش فکنید

چه شود یک خس و خاشاک دگر انگارید

بعد مرگ از من محروم گهی یاد کنید

شکر آن را که نه محروم ازان دیدارید

جز گیاه غم و حسرت ندمد از گل من

هر چه در روز ابد بر سر خاکم کارید

باغ خلد ار شودم جای هنوزم باشد

بر شما رشک که در سایه آن دیوارید

رفت آغشته به خون جامی ازان کوی به خاک

شاید ار بر سرش از دیده و دل خون بارید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان