گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۲۷۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

وصلت نیافت دل به خیال تو جان سپرد

جویای آب تشنه لب اندر سراب مرد

یاری که پاک کرد به دامن رخم ز اشک

خون جگر چکید چو دامان خود فشرد

لاغر شدم چنان که چو چنگ از برون پوست

بر تن رگی که هست مرا می توان شمرد

عاشق نهاده جان به کف آمد به پیش تو

درویش خدمتی که توانست پیش برد

می چون خورم که دوش چو ساقی به دست من

دور از لب تو جام می لاله گون سپرد

گه جام همچو می ز دل گرم من گداخت

گه می چو جام از نفس سرد من فسرد

جامی که کند سینه به ناخن سبب چه بود

حرفی که جز وفای تو از دل همی سترد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور