گنجور

شمارهٔ ۲۷۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

حلقه گوش تو را تا شده ام حلقه به گوش

حلقه سان کار مرا پا و سری نیست پدید

گوشت ای سیمبر از حلقه زر گشت گران

جای آن دارد اگر ناله ما را نشنید

ماند در حلقه گوش تو گرفتار دلم

گر چه بسیار ازان راه برون شد طلبید

زر شد از حلقه گوش تو مرا چهره ولی

نتوان گوهر وصل تو بدین وجه خرید

هر کجا حلقه زدند اهل ملاحت چو دلم

حلقه گوش تو را دید ازان حلقه رمید

گوش کن گوش که از بار غم فرقت تو

حلقه شد قامت جامی و به گوشت نرسید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط