گنجور

شمارهٔ ۲۶۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

چیست می دانی صدای چنگ و عود

انت حسبی انت کافی یا ودود

نیست در افسردگان ذوع سماع

ورنه عالم را گرفته ست این سرود

آه ازین مطرب که از یک نغمه اش

آمده در رقص ذرات وجود

جای زاهد ساحل وهم و خیال

جان عارف غرقه بحر شهود

هست بی صورت جناب قدس عشق

لیک در هر صورتی خود را نمود

در لباس حسن لیلی جلوه کرد

صبر و آرام از دل مجنون ربود

پیش روی خود ز عذرا پرده بست

صد در غم بر رخ وامق گشود

در حقیقت خود به خود می باخت عشق

وامق و مجنون به جز نامی نبود

عکس ساقی دید جامی زان فتاد

چون صراحی پیش جام اندر سجود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.