گنجور

شمارهٔ ۲۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح

باده چون نقل مباح است زهی نقل صحیح

تحفه لایق جانان به کف آر ای زاهد

ترسمت دست نگیرد به قیامت تسبیح

شیوه علم نظر ورز که العلم حسن

منکر فکر خرد باش که الجهل قبیح

پیش لعل تو نهم لب به لب جام آری

به اشارت طلب بوسه بسی به ز صریح

آن دهان یک سر موی است ز لطف تو و هست

یک سر موی تو را بر همه خوبان ترجیح

هر کجا شوخ و ملیحی ست دلم کشته اوست

خاصه آن چشم خوش شوخ و لب لعل ملیح

وارد صبح ز صوفی طلب و ورد صباح

جامی و جام صبوح از کف معشوق صبیح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام