گنجور

شمارهٔ ۲۴۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث

ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث

زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است

باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث

زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت

هر دم رود میان صراحی و جام بحث

منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصل

تا منع وارد است نگردد تمام بحث

با زاهد فسرده مگو شرح سر عشق

از نکته های خاص مکن پیش عام بحث

از لعل توست این همه غوغای ما بلی

از می رود به مجلس مستان مدام بحث

جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کند

با منطق تو طوطی شیرین کلام بحث



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.