گنجور

شمارهٔ ۲۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

به کعبه گر ننمای جال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

به دور حسن تو از مهره وفا پرداخت

مشعبد قدر این حقه های مینا را

ز شوق طوق سگان در تو گردانند

مسبحان فلک سبحه ثریا را

به ترک عشرت امروز چون کنم که کسی

ضمان نمی شود از من حیات فردا را

مریض آن لبم ای ناله چون رسی به فلک

بپرس شرح مداوای من مسیحا را

کناره کن ز جهان تا رسی به مامن عشق

به کوه قاف طلب آشیان عنقا را

حریم میکده جامی مقام پاکان است

داغ زرق بشو خرقه مصلا را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.