گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

تا بر ورق گل زدی از مشک رقم ها

در وصف تو بشکست سر جمله قلم ها

هرگز دل من بی تو جدا از المی نیست

ای قاعده لطف تو تسکین الم ها

در لشکر عشق تو اسیران همه گردند

وز آتش دلهاست در آن گرد علم ها

نوعی دگر آمد ز کرم هر ستم تو

با خسته دلان می کنی انواع کرم ها

زین پیش غم جمله بتان بر دل من بود

آزاد شدم با غم تو از همه غم ها

تیغ ستمت گونه ز خون دگران یافت

بر عاشق خود تا کی ازینگونه ستم ها

صاحبنظران روی نهادند به جامی

زان روز که در راه تو شد خاک قدم ها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط