گنجور

 
سنایی غزنوی
 

ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها

در بادیهٔ عشق نهادیم قدم‌ها

کندیم ز دل بیخ هواها و هوس‌ها

دادیم به خود راه بلاها و الم‌ها

اول به تکلف بنوشتیم کتب‌ها

و آخر ز تحیر بشکستیم قلم‌ها

لبیک زدیم از سر دعوی چو سنایی

بر عقل زدیم از جهت عجز رقم‌ها

اسباب صنم‌هاست چو احرام گرفتیم

در شرط نباشد که پرستیم صنم‌ها