خوبان هزار و از همه مقصود من یکی ست
صد پاره گر کنند به تیغم سخن یکی ست
خوش مجمعی ست انجمن نیکوان ولی
ماهی کز اوست رونق آن انجمن یکی ست
خواهیم بهر هر قدمش تحفه دگر
لیکن مقصریم که جان در بدن یکی ست
گشتم چنان ضعیف که بی ناله و فغان
ظاهر نمی شود که درین پیرهن یکی ست
آنجا که لعل دلکش شیرین دهد فروغ
یاقوت و سنگ در نظر کوهکن یکی ست
ناموس و نام ما تو شکستی نه نیکوان
آری ز صد خلیل همین بت شکن یکی ست
جامی درین چمن دهن از گفت و گو ببند
کاینجا نوای بلبل و صوت زغن یکی ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف خوبیها و نیکوان میپردازد و میگوید که در میان همه خوبیها، یک نفر خاص مورد نظر اوست. او بر این باور است که اگرچه ممکن است انسانها به ظاهر متفاوت باشند، اما در نهایت هر یک از آنها به نوعی به همان یک حقیقت برمیگردد. شاعر اشاره میکند که در جمع نیکان، حضور آن شخصیت خاص باعث رونق میشود و در عین حال اذعان میکند که تنها داشتن یک بدن برای زندگی، محدودیتهایی دارد. همچنین، او با استفاده از تشبیهات به زیبایی و ارزشهای متعالی اشاره میکند و بیان میدارد که خوبی و نیکی در نهایت به یک معنا میرسند. در پایان، شاعر از جدایی و تفاوتها سخن به میان میآورد و تأکید میکند که در دل طبیعت و عشق، همه چیز به نوعی یکی است.
هوش مصنوعی: در میان زیبارویان، هزاران وجود دارند، اما تنها یکی از آنها هدف من است. حتی اگر آنها را به تکههای بسیاری تقسیم کنند، باز هم سخن من تنها درباره همان یک نفر است.
هوش مصنوعی: مجمع نیکان و خوبان جو خوبی دارد، اما جذابیت و رونق این مجمع به وجود یکی از آنهاست که همانند ماهی در دریاست.
هوش مصنوعی: ما برای هر قدمی که برمیدارد، هدیهای دیگر میخواهیم، اما متأسفانه محدودیت ما این است که تنها یک جان در بدن داریم.
هوش مصنوعی: من به حدی ضعیف شدهام که بدون ناله و زاری نمیتوانم وجودم را نشان دهم؛ زیرا در این لباس، چیزی جز زبونی و درماندگی نیست.
هوش مصنوعی: در جایی که زیبایی و دلربایی یک لبخند با ارزش و درخشش یاقوت تطابق دارد، همه چیز در چشم یک سنگتراش یکسان و همارزش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تو نه فقط به احترام و آبرویمان صدمه زدی، بلکه به شهرت و نام ما نیز آسیب رساندی. به راستی، از میان تمام خوبان، یکی از همین بتشکنان به حساب میآید.
هوش مصنوعی: در این گلستان، بهتر است که از صحبت و گفتوگو دوری کنی، زیرا در اینجا صدای بلبل و زغن یکسان و مشابه هم به گوش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از زروههای باغِ خطش یاسمن یکیست
وز پردههای سبز قدش ناروَن یکیست
یوسفرخان اگرچه هزارند هر طرف
در ملک حسن یوسف گل پیرهن یکیست
ای دل مرو ز عشوهٔ شیرینلبان ز راه
[...]
من با تو یکدلم، سخن و قول من یکیست
اینست قول من که شنیدی، سخن یکیست
بگداختم، چنانکه اگر سر برم بجیب
کس پی نمی برد که: درین پیرهن یکیست
خواهم بصد هزار زبان وصف او کنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.