گنجور

شمارهٔ ۱۴۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

یاقوت لب تو قوت جان است

وصل تو حیات جاودان است

زلف تو بر آفتاب تابان

از شعر سیاه سایه بان است

بستی به لباس کج کلاهان

بر موی کمر که این میان است

راندی به لب شکر دهانان

در هیچ سخن که این دهان است

در هر آنی تویی به شانی

ما اعظم شانک این چه شان است

هر چند به هر زبان ز عشقت

هر لحظه هزار داستان است

زان دم که تو را شناخت جامی

مهر خمشیش بر زبان است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام