گنجور

بخش ۴

 
جامی
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه)
 

خلیفه روزی چاشت می خورد، و بره بریان پیش او نهاده بودند اعرابی از بادیه در رسید وی را پیش خواند، اعرابی بنشست و به بشره تمام در خوردن ایستاد.

خلیفه گفت: چه میشومی که چنان این بره را از هم می دری و به رغبت می خوری که گوئیا مادر او تو را به سرو زده است. اعرابی گفت: این خوردنیست اما تو چنان به چشم شفقت در وی می نگری و از دریدن و خوردن او بد می بری که گوئیا مادر او تو را شیر داده است.

خواجه بر مال خود آن گونه رحیم است و شفیق

که به چشم شفقت می نگرد در همه چیز

گر فتد در بره و میش وی اندک خطری

به فداشان بدهد مادر و فرزند عزیز

فی المثل گر خواجه نان و بره بریان نهد

پیش تو بر خوان اگر روزی شوی مهمان او

گر کنی صد رخنه در دندانش از سنگ ستم

به که از دندانت افتد رخنه ای در نان او

گر خورد از دست تو صد زخم بر پهلو و پشت

به که پر سازی تهیگاه خود از بریان او



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

افسانه چراغی نوشته:

در بیت سوم: فی المثل گر خواجه‌ای باید باشد تا وزن درست شود.

👆⚐

سپهر نوشته:

سطر دوم «به شره تمام» صحیح است؛ شَرَه یعنی حرص و آز. در اینجا با ولع و اشتهای زیاد غذا خوردن منظور است.

👆⚐

سپهر نوشته:

سطر سوم: سُرْْو به معنی شاخ، خوب است برای صحت قرائت اعراب‌گذاری شود.

👆⚐

سپهر نوشته:

برخلاف نظر افسانه وزن بیت سالم است:

فی‌المثل گر خواجه نان و برّهٔٔ بریان نهد

👆⚐

شکرستان