گنجور

 
جامی
 

می‌شد اندر حشم حشمت و جاه

پادشاوار وزیری بر راه

گرد او حلقه، مرصع کمران

موکبش ناظم عالی گهران

دیدن حشمت او باده اثر

چشم نظارگیان مست نظر

هر که آن دولت و شوکت نگریست

بانگ برداشت که: «این کیست؟ این کیست؟»

بود چابک‌زنی آنجا حاضر

گفت: «تا چند که این کیست؟» آخر؟

رانده‌ای از حرم قرب خدای

کرده در کوکبهٔ دوران جای

خورده از شعبدهٔ دهر فریب

مبتلا گشته به این زینت و زیب

زیر این دایرهٔ پر خم و پیچ

مانده‌ای از همه محروم به هیچ

آمد آن زمزمه در گوش وزیر

داشت در سینه دلی پندپذیر

بر هدف کارگر آمد تیرش

صید شد کوه‌سپر نخجیرش

همه اسباب وزارت بگذاشت

به حرم راه زیارت برداشت

بود تا بود در آن پاک حریم

همچو پاکان به دل پاک مقیم

ای خوش آن جذبه که ناگاه رسد

ذوق آن بر دل آگاه رسد

صاحب جذبه ز خود بازرهد

وز بد و نیک خرد باز رهد

جای در کعبهٔ امید کند

روی در قبلهٔ جاوید کند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.