میوه ها تازه و تر شاخ به شاخ
روزی باغ روان کرده فراخ
سیب و امرود به هم مشت زده
فندق از خرمی انگشت زده
نار پستان صنمی شاخ انار
سرکش از بوسه و آبی ز کنار
تاک ها کرده در او پر پایه
همچو عالی گهران پر مایه
نخشبی های وی از گوهر پاک
کرده یاقوت تر آویزه تاک
هر که از فخری او گفته صفات
دهنش کرده پر از حب نبات
شهری القصه چو آن باغ بدید
گاو نفسش به چراگاه رسید
می نکرد از پس و از پیش نگاه
همچو گرگی که فتد در رمه گاه
همچو بادی که ز دشت آید سخت
میوه با شاخ شکستی ز درخت
کندی آنسان ز درختی سیبی
که رساندی به درخت آسیبی
ور بر آن سیب نه دستش بودی
کردی از سنگ کلوخ امرودی
به سوی نار چو دست آوردی
حقه لعل شکست آوردی
ور یکی خوشه ز تاک افکندی
تاک را پایه به خاک افکندی
بیخودیهاش چو دهقان می دید
بر خود از غصه آن می پیچید
شهریش گفت ز من این تک و پوی
گر نه بر وفق مراد است بگوی
گفت من با تو چه گویم آخر
وز تو انصاف چه جویم آخر
نه یکی دانه به گل کاشته ای
نه نهالی ز گل افراشته ای
نه زمینی ز تو آراسته گشت
نه درختی ز تو پیراسته گشت
نشد از بیل کفت آبله دار
نشدی غرقه به خون آبله وار
آبیاریت شبی خواب نبرد
راحت خواب تو را آب نبرد
در دلت نیست جز این اندیشه
کین به خود رسته چو کوه و بیشه
کی ز رنجم شود آگه دل تو
نیست جز بی خبری حاصل تو
رنج همدرد که داند همدرد
شرح آن هست به بیدردان سرد
شهریی شد ز ره دشت به ده
تا گشاید ز دلش گشت گره
دید از ابنای دهش دهقانی
بردش از راه سوی بستانی
باغی آراسته چون باغ بهشت
بل کز آراستگی داغ بهشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: باغی پر از میوههای تازه و خوشمزه که در کنار یکدیگر روییدهاند، به تصویر کشیده میشود. سیب و امرود و فندق، همه در این باغ به وفور یافت میشوند و شکوفهها و میوهها روی درختان آویزان هستند. باغی که نه تنها زیباست، بلکه سرشار از برکت و نعمت است.
شخصی (شهری) که زیباییهای این باغ را میبیند، بیخیال از خطرات به درختان نزدیک میشود و میوهها را میچید. او مانند حیوانی وحشی از باغ استفاده میکند و در این فرایند به باغ آسیب میزند. دهقان باغ که شاهد این رفتار است، غمگین میشود و از شهری میپرسد که ضعف او در نگهداری از باغ چیست.
شهری جواب میدهد که او هیچ تلاشی برای کاشتن یا مراقبت از باغ نکرده و تنها به شهوت و افکار خود مشغول است. این گفتگو نشاندهندهی عدم مسئولیت و بیتوجهی انسان به طبیعت و نعمتهایی است که در اختیار دارد. در ادامه، شهری به دهی میرود تا دیداری جدید داشته باشد و با زیباییهای دیگر آشنا شود.
در نهایت، پیام این داستان دعوت به دقت و مراقبت از نعمات طبیعی است و هشدار دربارهی عواقب بیتوجهی به آنها.
هوش مصنوعی: میوهها تازه و آبدار، به وفور در باغی روان و پربار پرورش یافتهاند.
هوش مصنوعی: سیب و امرود با هم برخورد کردهاند و فندق به خاطر خوشحالی آنها انگشت اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: آتش سینهی محبوب همچون میوهی اناری است که به خاطر بوسههای عاشقانه و آب کنار آن به سر میکشد و سرکش میشود.
هوش مصنوعی: درختان انگور به قدری سرسبز و زیاد شدهاند که مانند جواهرات باارزش و باکیفیت هستند.
هوش مصنوعی: نخشبیها یا افرادی که در کارهای زیبا و هنری مهارت دارند، از سنگهای قیمتی و باکیفیت همچون یاقوت، زیورآلاتی ساختهاند که از آنها برای تزیین استفاده میکنند. این اشیاء به قدری زیبا و باارزش هستند که به مانند آویزههایی آراسته بر روی تاکها میدرخشند.
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره عظمت او صحبت کند، کلماتش مملو از عشق به نعمتهای او میشود.
هوش مصنوعی: به هنگام دیدن آن باغ زیبا، شهر با تمام زیباییاش در نظرش آمد و نفسش به آزادی و خوشی رسید.
هوش مصنوعی: او نه به گذشته و نه به آینده مینگرد، مانند گرگی که به گله حمله میکند.
هوش مصنوعی: مانند بادی که از دشت میوزد، میوهای را با شدت از درخت جدا میکند.
هوش مصنوعی: مثل سیبهایی که از درختی میچینی و به درخت دیگری میزنی، کسی که از زحمت و تلاش دیگران سود میبرد، خود را از آسیب و دردسری که به آن درخت میرسد، دور میکند.
هوش مصنوعی: اگر دستش به آن سیب نمیرسید، سنگی را به جای آن به سوی میوهی خوشمزه پرتاب میکرد.
هوش مصنوعی: وقتی به سوی آتش میروی، اگر به دستت سنگی ارزان و بیارزش باشد، چیز گرانقیمتی را از دست میدهی.
هوش مصنوعی: اگر یک خوشه از درخت انگور بیفتد، در واقع پایه و ریشه آن درخت را به خاک میافکنی.
هوش مصنوعی: وقتی کشاورز بیخودیهای او را مشاهده میکرد، از روی غم و ناراحتی به خود میپیچید.
هوش مصنوعی: شهر کاندیدایی گفت: اگر این حیات و تلاش من مطابق میل و خواسته نیست، پس بگو تا تغییرش دهم.
هوش مصنوعی: او میگوید که نمیداند چه چیزی باید به تو بگوید و از تو چه انتظاری باید داشته باشد.
هوش مصنوعی: نه تنها یک گل در باغ خود کاشتهای، بلکه نهالهای زیبایی هم نهچندان با شکوفه و زیبایی روییده است.
هوش مصنوعی: نه زمین به زیبایی تو آراسته شد و نه درختی به خاطر تو سرسبز و تأثیرپذیر گردید.
هوش مصنوعی: اگر در کاری که انجام میدهی به مشکلات و دشواریها دچار شوی، بدان که شاید آثار سختیها و زحمتها بر تو نمایان خواهد شد و نمیتوانی از آنها خلاص شوی.
هوش مصنوعی: آبی که به تو زندگی میدهد، شبی تو را خواب نمیبرد و خواب راحتت را نمیگیرد.
هوش مصنوعی: در دل تو فقط همین فکر حاکم است که مانند کوه و جنگل بر خودت سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: کیست که از رنج من آگاه شود، در حالی که دل تو جز در بیخبری نیست.
هوش مصنوعی: کسی که درک دردی ندارد، هیچ وقت نمیتواند بفهمد که کسی دیگر چه رنجی میبرد. تنها کسانی که خودشان از درد و رنج آگاهند میتوانند آن را احساس کنند.
هوش مصنوعی: شهر نشینی از دشت به ده رفت تا از دلش گرهها را باز کند.
هوش مصنوعی: یک نفر از کشاورزان با نیت نیکی به سمت باغی حرکت کرد و چشمانش به زیباییهای آن باغ معطوف شد.
هوش مصنوعی: باغی زیبا و دلنشین مانند باغ بهشت است، اما زیبایی آن به اندازهای است که حسرت بهشت را در دل میسازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.