گنجور

بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشان

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

در رهی می گذشت پیغمبر

با گروهی ز دوستان همبر

دید قومی گرفته تیشه به دست

گرد سنگی بزرگ کرده نشست

گفت کین دست و پا خراشیدن

چیست وین سنگ را تراشیدن

قوم گفتند ما جوانانیم

زورمندان و پهلوانانیم

چون به زور آوری کنیم آهنگ

هست میزان زور ما این سنگ

گفت گویم که پهلوانی چیست

مرد دعوی پهلوانی کیست

پهلوان آن بود که گاه نبرد

خشم را زیر پا تواند کرد

خشم اگر کوه سهمگین باشد

پیش او پشت بر زمین باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام