جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر دوم
»
بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار
بود در دل چنان که این دفتر
نبود از نصف اولین کمتر
لیک خامه ز جنبش پیوست
چون بدینجا رسید سر بشکست
چرخ اگر باز بگذرد ز ستیز
سازدم گزلک عزیمت تیز
دهم از سر تراش آن خامه
برسانم به مقطع این نامه
ور نه آن را که خاطر صافیست
اینقدر هم که گفته شد کافیست
داشت جهدی دبیر چرخ برین
در رقم کردن حروف سنین
چون رقومش به صاد و ضاد رسید
خامه را حکم ایستاد رسید
هم بر این حرف این خجسته کلام
ختم شد والسلام والاکرام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به توصیف فرآیند نوشتن و پایان دادن به یک اثر ادبی میپردازد. او به تلاش دیوانگان و دبیران در نگارش حروف و واژهها اشاره میکند و بیان میکند که با رسیدن به پایان نامه، خامه او شکست و اثرش به اتمام رسید. همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر چرخ زمان دوباره بچرخد، او میتواند با سرعت «گزلک» (شعر کوچکی) را بسازد. در نهایت، نویسنده به خاتمه کار خود اشاره میکند و میگوید که آنچه گفته شده، کافی است و با سلام و احترام به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: در دل من چیزی وجود دارد که نمیتوان آن را در این نوشته بیان کرد و به اندازه نیمی از آغازینها نیست.
هوش مصنوعی: اما وقتی قلم به حرکت درآمد و به اینجا رسید، از شدت فشار شکسته شد.
هوش مصنوعی: اگر زمان دوباره به عقب برگردد، من به سرعت آماده میشوم برای آغاز یک سفر یا تلاش جدید.
هوش مصنوعی: من از سر قلم خود، در انتهای این نامه چیزی مینویسم.
هوش مصنوعی: اگر کسی دارای ذهنی صاف و خالص باشد، این اندازه توضیحات کافی است.
هوش مصنوعی: دبیر تلاش کرد تا در این دنیا با نوشتن حروفی از سالها و عمرها، تصویری از زمان را ایجاد کند.
هوش مصنوعی: زمانی که برای نوشتن، به حرفهای صاد و ضاد رسید، قلم دستور توقف گرفت.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این گفتوگو به خوبی به پایان رسید و با احترام و ادب به اتمام رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.