وز پی آن بود ارادت و خواست
خواستی لایزال بی کم و کاست
فعل هایی که از همه اشیا
نو به نو در جهان شود پیدا
گر ارادی بود چو فعل بشر
ور طبیعی بود چو سیل و حجر
منبعث جمله از مشیت اوست
مبتنی بر کمال حکومت اوست
نخلد بی ارادتش خاری
نگسلد بی مشیتش تاری
فی المثل گر جهانیان خواهند
که سر مویی از جهان کاهند
گر نباشد چنان ارادت او
نتوان کاستن سر یک مو
ور همه در مقام آن آیند
که بر آن ذره ای بیفزایند
ندهد بی ارادت او سود
نتوانند ذره ای افزود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم اراده و مشیت الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که خواست و اراده الهی بر تمام امور حاکم است و هیچ فعلی از اشیا بدون اراده او وقوع نمییابد. وی اشاره میکند که حتی کوچکترین تغییرات در جهان، مانند کم یا زیاد کردن چیزی، به اراده و مشیت خداوند وابسته است و بدون اراده او، هیچ حرکت و تغییری امکانپذیر نیست. در نهایت، تأکید میشود که تمام امور جهان در دایره قدرت و اراده خداوند قرار دارد و اوست که بر همه چیز تسلط دارد.
هوش مصنوعی: به دنبال آن باید اراده و خواستهای را جستجو کرد که همیشه و بدون هیچ کم و کاستی باقی بماند.
هوش مصنوعی: در جهان، هر لحظه چیزهای جدیدی بوجود میآید و تغییراتی در همه موجودات و اشیاء رخ میدهد.
هوش مصنوعی: اگر ارادهای در کار باشد، مانند اعمال انسان، یا اینکه بهطور طبیعی و بیاختیار جریان پیدا کند، مانند سیل و سنگ.
هوش مصنوعی: همه چیز از اراده و خواست خداوند سرچشمه میگیرد و کاملاً بر پایهی کمال و تسلط او بنا شده است.
هوش مصنوعی: اگر ارادهای در کار نباشد، هیچ چیز نمیتواند تغییر کند و اگر تقدیر یا مشیت الهی نداشته باشیم، هیچ موضوعی به سرانجام نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر مردم جهان بخواهند که حتی به اندازه یک موی سر از دنیا کم کنند، این امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: اگر ارادت او چنین نباشد، نمیتوان حتی یک تار مویش را هم کم کرد.
هوش مصنوعی: اگر همه به این هدف درآیند که بر آن اندکی بیفزایند، در واقع میخواهند به کمال و تعالی برسند.
هوش مصنوعی: بدون خواست او، هیچ سودی نمیتوان به دست آورد و حتی ذرهای هم نمیتوان به آن اضافه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.