تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
ور آزار دلها بجوئی نشاید
بران کو کهین دوستدار تو باشد
بهر دم بپائی بپوئی نشاید
گهی دوستی گاه دشمن ندانی
که این ده دلی و دوروئی نشاید
ز تو این جفا بر دل عاشق تو
اگر خود همه جان اوئی نشاید
چه سنگین دلی کز چنین گونه مارا
جگر میخوری و نگوئی نشاید
تو ایدل از و خون بخون چند شوئی
اگر دست از وی بشوئی نشاید؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عاطفی عمیق شاعری است که از بیوفایی و سردی معشوق شکایت میکند. او میگوید که اگر کسی نسبت به عاشق خود بیتوجهی کند و دوستی و دشمنی را با هم قاطی کند، این کار نشاندهنده دورویی و بیاحساسی اوست. شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر کسی خود را عزیز دل دیگری میداند، باید به او احترام و محبت نشان دهد و از سختدلی و آزار او بپرهیزد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که اگر او را دوست دارد، باید در رفتار و احساساتش صداقت داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو به طور مکرر از سردی و بیاحساسی صحبت کنی، این کار ناپسند است؛ همچنین، نباید به دنبال آزار و ناراحتی دلها باشی.
هوش مصنوعی: به کسی که دوست راستین تو است، باید هر لحظه احترام بگذاری و او را گرامی بداری، زیرا که چنین دوستی شایستهی محبت و توجه است.
هوش مصنوعی: گاه دوست را دشمن و دشمن را دوست بشماری، زیرا این دل و این دوروییها جایز نیست.
هوش مصنوعی: این که تو به دل عاشق خود جفا میکنی، با توجه به این که خودت هم تمام وجود او هستی، شایسته نیست.
هوش مصنوعی: دل سنگینی داری که از این کار ما را به شدت آزار میدهی و حتی نمیگویی که این رفتار ناپسند است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که اگر دست از عشق و وابستگی به محبوب خود برداری، دیگر شایسته و لایق عشق و محبت نخواهی بود. در واقع، این ابراز تنهایی و دشواری جدا شدن از کسی است که عمیقاً به او وابستهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.