دست من تا چو دهانت باشد
کی کمر گرد میانت باشد
چیست مقصود تو از کشتن ما
که همه قصد بجانت باشد
چه شود گر بسلامی ما را
بخری گرچه گرانت باشد
ورچه ما خود بسلامی نرزیم
گر بسازی چه زیانت باشد
تو مرا بنده خود خوان و مترس
نه زیانی بزبانت باشد
دل من شاید اگر تنگ بود
بو که باری چو دهانت باشد
جان نثار کف پای تو کنم
هان چه گوئی سرآنت باشد؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وابستگی خود به معشوق میپردازد و از او میخواهد که دست کم با یک سلام به او توجه کند. او از معشوق میپرسد که هدفش از رنجاندن او چیست، در حالی که همه قصدشان خیرخواهی است. شاعر خود را بندهٔ معشوق میداند و میگوید که حتی اگر دلش تنگ باشد، عشق او را آرام میکند. او حاضر است جانش را فدای پای محبت معشوق کند و در انتظار پاسخ اوست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زبانت در دستان من باشد، کمر تو نیز در اختیار من خواهد بود.
هوش مصنوعی: منظور تو از کشتن ما چیست، در حالی که همه تلاشها به خاطر جان توست؟
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر به خاطر سلام ما، تو هم ما را بپذیری، حتی اگر این کار برایت هزینهبر باشد؟
هوش مصنوعی: اگر ما خود به سلامتی نرسیم، با این حال، اگر کسی چیزی بسازد، چه ضرری دارد؟
هوش مصنوعی: مرا به عنوان بنده خود بشناس و نگران نباش، که از زبان تو هیچ آسیبی به من نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: دل من شاید اگر گرفته باشد، به خاطر این است که مانند باری شیرین و دلنشین، دهانت را در ذهن دارم.
هوش مصنوعی: من جانم را در راه پاهای تو قربانی میکنم، حالا بگو آیا سر تو در کجا قرار دارد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.