گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق

توئی موفق آن خیرها علی التحقیق

توئی که از سر تقوی بجاه دنیاوی

بدست کردی عقبی و این بود توفیق

زقدر جاه تو تشویرخورد چرخ رفیع

زجود دست تو عاجز بماند بحرعمیق

چو نطق تو نبود بوستان بفصل ربیع

چو لفظ تو نبود عذب سلسبیل ورحیق

به پیش روی تو صامت همیشود ناطق

بپیش لفظ تو الکن همیشود منطبق

نمانده کس که نه بامنت تو مانده رهین

نمانده کس که نه در نعمت تو گشته غریق

مرا زدهر زابنای آن شکایتهاست

که حال تیره ام آنرا همی کند تصدیق

ازان نیابم در حق خویش جز تفضیل

وزاین نبینم در حق خویش جز تعویق

سبب ندانم حرمان خویشرا جز آن

که کاردان و هنر مندم و نسیب و عریق

ازین گروه بصدر تو التجا کردم

مگر سعادت گردد مرا عدیل و رفیق

عجب نباشد کز دولتت سری گردم

که گردد از نظر آفتاب سنگ عقیق

سر تو سبز و دلت شاد باد و بخت بکام

همیشه دولت را سوی در گه تو طریق