ای روی تو سرخ چون گل شفتالود
از دیده ما خون جگر را پالود
خونم چو کرا نمیکند دستش را
آخر ز چه روی دست را میآلود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای روی تو سرخ چون گل شفتالود
از دیده ما خون جگر را پالود
خونم چو کرا نمیکند دستش را
آخر ز چه روی دست را میآلود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از زیبایی چهره محبوبی سخن میگوید که به زیبایی گل شفتالو است. او احساس عمیق خود را بیان میکند و تلخکامیاش را از ناکامی در رسیدن به این محبوب ابراز میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی خود از درک رفتار محبوب اشاره میکند و از سؤال در مورد علت رفتار او رنج میبرد.
هوش مصنوعی: چهرهی تو به رنگ گل شفتالو است و اشکهای ما درد و دلهای عمیقتری را از دل میزداید.
هوش مصنوعی: وقتی که خون من هیچ تأثیری بر او ندارد، پس به چه دلیلی دست خود را به آلودگی میزند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا لعل لبت چو غنچه در خنده فزود
خون جگرم چو لاله بر رخ بالود
دارم چو گل دو رنک در فرقت تو
رخساره زر اندود و درون خون آلود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.