دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
و این درد مرا نوبت درمان برسد
امید ز روز وصل بر نتوان داشت
باشد که شب هجر به پایان برسد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
و این درد مرا نوبت درمان برسد
امید ز روز وصل بر نتوان داشت
باشد که شب هجر به پایان برسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با بیان احساس دلتنگی به معشوق، از درد و مشکلات جدایی شکایت میکند. او میگوید که اگرچه امیدی به وصال ندارد، اما آرزو میکند که شبهای هجران به سر بیاید و به وصال معشوق دست یابد. در نهایت، انتظار و امید به بهبودی از این درد را در دل دارد.
هوش مصنوعی: دل خود را ناراحت نکن، زیرا روزی جان به معشوق خواهد رسید و این غم من نیز یک روز پایان خواهد یافت.
هوش مصنوعی: نمیتوان به روز وصال امیدی داشت، زیرا شاید شب جدایی به پایان برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.