چون عارض دلجوی بتم ماه نباشد
ور ماه بُوَد ساکن خرگاه نباشد
از آه دل سوختهٔ ما حذری کن
کان دم زنم آهی که کس آگاه نباشد
روی از من بیچاره بپوشید به تندی
بر آینه تندی بجز از آه نباشد
تا چند زنم حلقه صفت سر به در یار
گویند برو در حرمت راه نباشد
گویند چه خواهی به جهان کام دل خویش
ما را بجز از وصل تو دلخواه نباشد
من راهرو راه غم عشقم و دانی
در کوی هوس رفتن بیراه نباشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به سراغ احساسات عاطفی و غم عشق میرود. او از محبوبش میخواهد که با دلجویی و مهربانی رفتار کند، زیرا زیبایی و جذابیت او مانند ماه است و بدون آن، هیچ چیز زیبایی ندارد. او از درد و آه دل سوختهاش میگوید و احساس تنهایی و ناکامی در عشق را بیان میکند. شاعر تأکید میکند که تنها چیزی که برای او ارزش دارد وصل به محبوب است و در ادامه حسرتاش برای آن عشق و راهی که در آن قدم میزند را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: اگر محبوب با زیباییاش در پیش روی ما باشد، دیگر ماهی نیست که بتواند توجه ما را جلب کند؛ حتی اگر آن ماه وجود داشته باشد، هیچگاه نمیتواند محلی مانند دل ما را بگیرد.
هوش مصنوعی: از دل سوخته ما دوری کن، زیرا در لحظهای که آهی میکشم، هیچکس از حال ما مطلع نخواهد بود.
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنواز من را با بیتوجهی و سردی پنهان کردید. در آینه، تنها آثاری از غم و اندوه باقی مانده و جز آهی عمیق از من چیزی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: چند بار باید برای رسیدن به محبوبم خود را به زحمت بیاندازم؟ دیگران میگویند برو در حریم او راهی نیست.
هوش مصنوعی: میگویند چه چیزی در این دنیا میخواهی، ما جز وصال تو هیچ آرزویی نداریم.
هوش مصنوعی: من در مسیر غم عشق حرکت میکنم و تو میدانی که رفتن به سوی هوس، راهی نادرست نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.