مرا در هجر تو کی خواب باشد
چو بحر عشق بی پایاب باشد
ببخشا بر دل آن کس که بی تو
در آب چشم خود غرقاب باشد
به روی چون زرم از درد هجران
نگارا اشک چون سیماب باشد
سجود قبلهٔ روی تو اولیست
هرآن کش ابرویت محراب باشد
شبی خواهم به رویت باختن نرد
به شرطی کان شب مهتاب باشد
به بستان و نوای چنگ و بلبل
نشستم بر کنار آب باشد
ز سر بیرون کن ای دل فکر باطل
جهان را کی چنین اسباب باشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از درد و هجران محبوب سخن میگوید و ابراز میکند که در غیاب او هرگز خواب به چشمانش نمیآید. اشکهای او به مانند سیماب جاری است و دلش در آتش عشق میسوزد. او به حضور محبوب و زیباییهایش اشاره میکند و سجود به او را مقدس میداند. شاعر برای برگزاری شبی با معشوق، به آرزوی روشنایی ماه اشاره میکند و از دل خود میخواهد که از افکار بیهوده دور شود و واقعیتهای جهان را بپذیرد.
هوش مصنوعی: در دوری تو چگونه میتوانم آرام بخوابم، وقتی عشق همچون دریایی بیپایان و بیانتهاست؟
هوش مصنوعی: به کسی که بدون تو در اشکهایش غرق شده است، بخشش عطا کن.
هوش مصنوعی: چهرهات چون طلاست و از درد جدایی، اشکهایم مثل جیوه میریزد.
هوش مصنوعی: سجده کردن به سوی چهرهی تو از هر چیزی بهتر است، چرا که هر زمانی که ابرویت به قوس بیفتد، گویی محراب دعا و عبادت شده است.
هوش مصنوعی: شبی را خواهم گذراند که در آن به تو باختم، به شرطی که آن شب، شب روشنی و زیبای ماه باشد.
هوش مصنوعی: در باغی زیبا نشستهام و صدای ساز و آواز بلبل را میشنوم، در حالی که کنار آب آرامی هم هستم.
هوش مصنوعی: ای دل، افکار بیهوده و دنیایی را که در سرت داری، کنار بگذار. مگر این که امکانات و ابزار لازم برای آنها وجود داشته باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو دل پر تفت و جان پرتاب باشد
نگوساری من درخواب باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.