آیینهٔ جمال تو از آه من گرفت
یا نالههای زار سحرگاه من گرفت
ماهم جواب داد که معهود در جهان
اینست بی راه دلت ماه من گرفت
با این گرفتگی که تو بینی رخ مرا
خور روشنی ز پرتو درگاه من گرفت
رفتم که پای مرکب عالی ببوسمش
اشکم به رو دوید و سر راه من گرفت
در معرکه که قلب و جناحست و میسره
شیران شرزه پنجه روباه من گرفت
فریاد و الغیاث که دندان مدعی
بر رغم حال من لب دلخواه من گرفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف درد و اندوه عاشقانه و اثرات آن بر خود میپردازد. او از زیبایی معشوق میگوید که همچون آیینهای روح او را میگیرد و به مرور، نالههایش در دل شب را به خاطر میآورد. با وجود سختیهایی که میکشد، همچنان عشق را بر دل دارد و در تلاش است تا با معشوق ارتباط برقرار کند. او در میانههای تراژدی عشق، از شکستهای خود در عشق و ناکامیها سخن میگوید و به کشمکشهای شدید درونی خود اشاره میکند که همچنان قلبش را تحت فشار میگذارد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو با آه و نالههای من روشن شده است. آیا این زیبایی از نالههای دردناک صبحگاهیام نشأت میگیرد؟
هوش مصنوعی: ماه در آسمان پاسخ داد که در این جهان، این وضعیت عادی است: وقتی دل کسی دور بماند، ماه محبوب او را میگیرد.
هوش مصنوعی: با این حالتی که تو در چهره من میبینی، نور رخسار من از درخشش پرتوهای وجود تو گرفته است.
هوش مصنوعی: به قصد بوسیدن پای مرکب بلندآوازهای رفتم، اما اشکهایم به ناگاه بر روی صورتم سرازیر شدند و مانع حرکت من شدند.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد که قلب و شجاعت و دلاوری وجود دارد، شکارچیان و شیران غیور به میدان آمدهاند و من به خوبی موفق شدم با نیرنگ و تدبیر خود را از این شرایط سخت نجات دهم.
هوش مصنوعی: فریاد و کمک میطلبم که دندانهای مدعی به رغم حال من، بر چیزی که مورد علاقهام است، چنگ انداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.