آن چه زلفست آن که باز از قهر تابش دادهای
وآن چه نرگسهای مستست آن که خوابش دادهای
این چه پیکانست بر جانم بگو زآن غمزهها
گوییا از بیوفایی زهر نابش دادهای
دیده بگشادم که تا بینم جمال آفتاب
ای دو چشم من چرا بر رخ نقابش دادهای
زان لبِ چو نوشدارو هر دو چشم پُر خمار
از دل مجروح من گویی کبابش دادهای
چشم خونخوارت بسی خوردهست خوناب جگر
نیک سرمستست دل زآن لب شرابش دادهای
آن نهال قامتش را بین چو سرو بوستان
ای دل مسکین مگر از دیده آبش دادهای
دل به چشم جان سؤال از روز وصلت کرده بود
گفتهای لالا و از ابرو جوابش دادهای
ای طبیب من ز لعلت بوسهای میخواست دل
در جهان وز خون دل دردم جوابش دادهای
شهد وصلت چون شود بیرون به کام دل که تو
شربتی شیرین تو از لعل مذابش دادهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوق خود اشاره میکند و از اثرات مخرب عشق و جدایی سخن میگوید. او از زلف و نرگس معشوق به عنوان نمادهای جذابیت یاد میکند و از دلتنگی و غم ناشی از بیوفایی او شکایت دارد. شاعر با توصیف چشمان معشوق و اثر آن بر دل و جانش، نشان میدهد که چقدر تحت تأثیر این زیباییها قرار گرفته است. او همچنین به دردی اشاره میکند که از عشق و دوری میکشد و از امید به وصال سخن میگوید، در حالی که در عین حال، از بیپاسخی و بیتوجهی معشوق نیز گلهمند است. پایان شعر به آرزوی وصال و لذت از شیرینی عشق معطوف میشود.
هوش مصنوعی: زلفی که به دلیل قهر و دوریاش تاب نیاوردهای، و نرگسهای سرمست که به خوابش بردهای، همه اشاره به زیبایی و جذابیتهایی دارند که تحت تأثیر رفتار و احساسات تو قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: این چه تیر و زخم عجیبی است که به جانم رسیده؟ بگو که آیا این جاذبهها و نازها، نتیجه بیوفایی و خیانت تو نیست که زهر نابش را به من دادهای؟
هوش مصنوعی: چشمهایم را باز کردهام تا زیبایی آفتاب را ببینم. ای چشمان من، چرا بر چهرهاش پرده بستهاید؟
هوش مصنوعی: از آن لب که مثل نوشداروست، هر دو چشم من پر از غم و بیتابی است، انگار که دل مجروح من را کباب کردهای.
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری اشک ریخته که مانند خونابهی جگر شده است و دل من به خاطر آن لب که شراب میدهد، خوب شاداب و سرخوش است.
هوش مصنوعی: این بیت توصیف میکند که چگونه یک نهال با قامت بلند و زیبا شبیه به سروهای بوستان رشد کرده است. گوینده به دل خود میگوید که آیا به دلیل اشکهایش و غم و اندوهی که در دل دارد، این نهال توانسته چنین رشد کند. به عبارتی دیگر، احساسات و نگرانیهای او به رشد این نهال کمک کرده است.
هوش مصنوعی: دل در انتظار روزی است که عشقش به او خواهد رسید و به چشم جانش نگاه میکند تا از او بپرسد. تو با یک اشاره به او پاسخ دادهای و نیازی به پرسش نبوده است.
هوش مصنوعی: ای پزشک من، از بیماریام خواستم که یک بوسه به من بدهی، در حالی که دلگرفتگیام را در این جهان با خون دل خود پاسخ دادهای.
هوش مصنوعی: زمانی که طعم وصالت از لبانم بیرون رود، چگونه میتوانم به آرزوی دل برسم؟ زیرا تو همانند شربتی شیرین را از لعل داغ به من دادهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.