بسیار بگفتم دل دیوانهٔ خود را
پندم نکند گوش زهی خیرهٔ خود را
روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأی
تدبیر ندارم چه کنم طالع بد را
فریاد ز دست دل خودرأی بلاکش
الحق که به جانم شده دشمن دل خَود را
مست است مدام از قدح شوق تو جانم
بر مست ملامت نرسد اهل خرد را
پروانه صفت پیش تو ای شمع جهان سوز
خواهم که بسوزم همگی جسم و جسد را
بلبل صفتم ناله هزارست ز شوقت
ای خار چو من کرده گل روی تو صد را
از دیده چنان سیل محبّت بگشایم
کز سینهٔ دشمن ببرم زنگ حسد را
آن روز که در خاک تنم را بسپارند
بر یاد تو چون روضه کنم خاک لحد را
بر جان جهان داغ غم هجر تو تا کی
کم سوز دل سوخته، دارای صمد را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دیوانگی دل و عشقش به محبوب سخن میگوید. او از احساس ناتوانی در کنترل عشق و حسرت خود مینالد و میگوید که طالع بد مانع از رسیدن به معشوق شده است. همچنین، او به حال پریشان و بیتابیاش اشاره میکند و تمایل خود را برای سوختن در آتش عشق ابراز میکند. شاعر به یاد محبوب و حسرتهای ناشی از دوری او، در آیندهای که در خاک آرام میگیرد نیز دلباخته خواهد بود. در نهایت، او از درد جدایی و غم تحملناپذیر ناشی از هجران محبوب سخن میراند.
هوش مصنوعی: بارها به دل دیوانهام گفتم که به خود بیاندیشد، اما او هیچ توجهی نمیکند و فقط به شیطان وسوسهگر خود گوش میدهد.
هوش مصنوعی: من همیشه به چهرهی تو فکر میکنم و تو برایم عالی هستی، اما تدبیر و نقشهای ندارم که با سرنوشت بد چه کنم.
هوش مصنوعی: آوای دشواریهایی که از دل خودسرم برمیآید، حقیقتاً به جانم افتاده و دشمنیام با دلم را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: جانم به خاطر شوق تو همیشه در حال سرمستی است و هیچکس نمیتواند مرا به خاطر این حال سرزنش کند، زیرا اهل خرد این را درک میکنند.
هوش مصنوعی: ای شمع روشنیبخش و آتشین، من به خاطر تو مانند یک پروانه میخواهم بسوزم و تمام وجودم را فدای زیباییات کنم.
هوش مصنوعی: بلبل با صدای دلنوازش از عشق تو ناله میزند و میگوید، ای خار، تو هم مانند من در سر عشق و زیبایی گل تو غرق شدهای.
هوش مصنوعی: میخواهم به حدی عشق و محبت را به نمایش بگذارم که حتی دشمنانم نتوانند حسادت خود را پنهان کنند و از دلشان پاک شود.
هوش مصنوعی: در روزی که جسمم را در خاک بگذارند، به یاد تو، بر روی خاک قبرم مانند یک گلزار برخورد میکنم.
هوش مصنوعی: دلتنگی و غم فراق تو بر جانم سنگینی میکند و نمیدانم تا کی باید این درد را تحمل کنم. دل من آتش گرفته و احساس میکنم که این حسرت، هرچند سخت است، نمیتواند بر وجود بینهایت تو تأثیر بگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.