گنجور

 
اقبال لاهوری

برونینگ:

بی پشت بود بادهٔ سر جوش زندگی

آب خضر بگیرم و در ساغر افکنم

بایرن:

از منت خضر نتوان کرد سینه داغ

آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم

غالب:

«تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر

بگدازم آبگینه و در ساغر افکنم»

رومی:

آمیزشی کجا گهر پاک او کجا

از تاک باده گیرم و در ساغر افکنم

 
sunny dark_mode