گنجور

 
اقبال لاهوری
 

گر نوا خواهی ز پیش او گریز

در نی کلکش غریو تندر است

نیشتر اندر دل مغرب فشرد

دستش از خون چلیپا احمر است

آنکه بر طرح حرم بتخانه ساخت

قلب او مؤمن دماغش کافر است

خویش را در نار آن نمرود سوز

زانکه بستان خلیل از آذر است

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سامان خلفی در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۳ نوشته:

این شعر را در وصف نیچه می سراید علیرغم ملحد بودن نیچه به شدت مخالف بندگی و غلامی برآمده از کلیسا هست هر چند منکر وجود خداست
اقبال متاثر از اوست که شاه بیت جملاتش مخالفت با اسارت است
منظور اقبال این است که در قلبش به خاطر مخالفت با بندگی نور ایمان هست ولی در سرش ضد خداست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.