جانم بلب رسید چو جانان من برفت
دردم ز حد گذشت چو درمان من برفت
روح روان و مونس جان هزار دل
بدر منیر و شمع شبستان من برفت
بد مهرم ار بماه و بمهرم نظر بود
زین پس که از نظر مه تابان من برفت
پژمرده گشت گلبن بستان عیش من
از دیده تا که سرو خرامان من برفت
از باغ وصل بود امیدم که بر خورم
آمد خزان و رونق بستان من برفت
یعقوب وار دیده ام از گریه تیره گشت
کز پیش دیده یوسف کنعان من برفت
سرگشته ام چو گوی و چو چوگان خمیده زانک
گوی مراد از خم چوگان من برفت
نالم گهی چو بلبل و گریم گهی چو ابر
اکنون که از نظر گل خندان من برفت
شد مندرس بنای وجود ضعیف من
سیلاب اشک بس که ز مژگان من برفت
روزی بود حسین که باز آید از جفا
آن بیوفا که از سر پیمان من برفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به عشق و فقدان معشوق پرداخته و احوالات شاعر را در اضطراب جدایی و درد فراق بیان میکند. شاعر از رنجی عمیق و از دست دادن یار خود سخن میگوید و احساس تنهایی و پژمردگی را توصیف میکند. او از تشبیهات مختلف استفاده میکند تا عمق غمش را نشان دهد، مانند پژمردن باغ و یعقوب بودن که از فراق یوسف رنج میبرد. شاعر حسرت روزهای خوش را دارد و در نهایت امید به بازگشت معشوق را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: جانم با رفتن محبوبم به درد و رنجی بزرگ دچار شده است. هنگامی که او رفت، دیگر هیچ درمانی برای درد من باقی نماند و این درد به حدی رسیده که قابل تحمل نیست.
هوش مصنوعی: روح و روان و دوستان عزیزم، هزار دل را پدرم رفت و نوری که در شبستانم میدرخشید، از بین رفت.
هوش مصنوعی: اگر مهر تو به من باشد و تو به من نگاه کنی، از این پس که ماه تابان من از دید من رفت، دیگر برایم مهم نیست.
هوش مصنوعی: گلهای باغ شادی من پژمرده شدند، از آن زمان که سرو زیبای من رفت.
هوش مصنوعی: امیدوار بودم که از باغ وصال و عشق بهرهمند شوم، اما ناگهان به سنگینی خزانی برخورد کردم که باعث شد زیبایی و سرزندگی باغ زندگیام از بین برود.
هوش مصنوعی: چشمم از گریه به شدت تار و تیره شده است، مثل یعقوب که به خاطر دوری یوسفش اشک ریخت و نگرانش بود.
هوش مصنوعی: من در حیرتم و مانند گوی و چوگان خمیده شدهام، زیرا هدف و آرزوی من که همان این گوی باشد، از من دور شده است.
هوش مصنوعی: گاهی چون بلبل ناله میزنم و گاهی مثل ابر اشک میریزم. حالا که گل خندان من از دیدم رفت، دلbroken من در حال غم است.
هوش مصنوعی: وجود ضعیف من در حال آسیب و ناپایداری است و اشکهای من به قدری جاری شده که بس از چشمانم رفته و ویرانی به بار آورده است.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که حسین بازخواهد گشت و از ستمگری آن بیوفا که پیمان مرا شکسته، انتقام خواهد گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.