گنجور

شمارهٔ ۳۴

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

باری که رخش قبله صاحب نظران است

چشم و دل مردم به جمالش نگران است

خواهم که بوسم قدمش نیست مجالم

هر جا که نهم دیده سر تاجوران است

پیداست که از وصل تو حاصل چه توان یافت

چون وصل تورا خوی جهان گذران است

ای باخبران تو همه بی خبر از خود

وین بی خبری آرزوی باخبران است

وصل تو که محبوبتر از عمر و جوانی ست

حیف است که او نیز چو عمرم گذران است

گر چشم تورا میل به خون ریختن ماست

ما نیز بر آنیم که چشم تو بر آن است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید