هلالی جغتایی
»
شاه و درویش
»
بخش ۳۱ - رفتن درویش به صحرا و ساکن شدنش در کوهی و منتظر بودنش به مقدم شاه
بود کوهی و بوالعجب کوهی
کوه دردی و کان اندوهی
تیغ بر فرق ماه و مهر زده
سنگ بر شیشهٔ سپهر زده
دل سختش به عاشقان در جنگ
از پی جنگ دامنش پر سنگ
تیغ او بس که خلق را کشته
شده از کشته گرد او پشته
در بهاران که سیل گلگون بود
سیل او آب چشم پرخون بود
گشت درویش با غم و اندوه
به صد اندوه ساکن آن کوه
هر گه از هجر یار نالیدی
کوه از این نالهٔ زار نالیدی
ناله برخواستی ز هر سنگی
رفتی آن ناله تا به فرسنگی
گریه چون کردی از سر اندوه
دجلهٔ خون روان شدی از کوه
کله کوه چشمهسار شدی
دامن دشت لالهزار شدی
بس که با آهوان قرار گرفت
انس با وحش کوهسار گرفت
آهوان رام او شدند همه
او شبان گشت و آن گروه رمه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره کوهی است که نماد درد و اندوه است. کوه مانند موجودی زنده، از نالههای عاشقان متاثر شده و به آنها پاسخ میدهد. وقتی عاشقان از دوری یار مینالند، کوه نیز از این نالهها پژواک میکند و به حالت غمگینی درمیآید. این نالهها باعث میشود که اشکهای کوه مانند سیل جاری شوند و سبکتنگی دشت را پر کند. در نهایت، کوه با آهوان انس میگیرد و به نوعی نگهبان آنها میشود. این اثر به تصویر کشیدن رابطه عاطفی و همدلی کوه با انسانها و طبیعت را به زیبایی به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: کوهی وجود دارد که سرشار از درد و غم است و این کوه به شکل عجیبی بزرگ و تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: شمشیر بر سرماه و خورشید فرود آمده و سنگ بر شیشهٔ آسمان پرتاب شده است.
هوش مصنوعی: دل سنگیاش در عشق، به عاشقان آسیب میزند و در پی جنگ و نزاع، دامنش پر از مشکلات و غمهاست.
هوش مصنوعی: تیغ او به حدی خطرناک است که بسیاری از مردم را به خاک میافکند و از کشتههای او، تودهای تشکیل شده است.
هوش مصنوعی: در فصل بهار که گلهای زیبا و رنگارنگ در حال شکفتن هستند، او به شدت اشک میریزد و چشمانش پر از غم و درد است.
هوش مصنوعی: در اینجا شخص درویش با غم و اندوهی عمیق در حال حرکت است و به این دشواریها اشاره میکند که زندگیاش مانند کوهی از احساسات تلخ و ناگوار است.
هوش مصنوعی: هر وقت از جدایی یار شکایت کردی، کوه هم از این نالهٔ غم انگیز شکایت کرد.
هوش مصنوعی: هر سنگی که به آن رسیدی، صدای نالهای بلند کرد و آن ناله تا فاصلههای دوری به گوش رسید.
هوش مصنوعی: وقتی که از روی اندوه گریه کردی، دجله مانند خون از کوه سرازیر شد.
هوش مصنوعی: رأس کوه به چشمهساری تبدیل شده و دامن دشت پر از گلهای لاله شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر ارتباطی که با آهوان برقرار کرد، دیگر به حیوانات وحشی کوهستان عادت کرده است.
هوش مصنوعی: آهوها به آرامی در آمدند و او به چوپانی پرداخت و آن گروه تبدیل به گلهای از دامها شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.