آن شب آفاق همچو گلشن بود
شب نبود آن، که روز روشن بود
فلک از آفتاب و بدر منیر
قدحی بود پر ز شکر و شیر
ماه چون کاسهٔ پنیر شده
کوچها همچو جوی شیر شده
سایه ظلمت فگنده بر سر نور
ریخته مشک ناب بر کافور
در چمن سایههای برگ چنار
چون سیه کرده پنجههای نگار
سایهٔ برگ بیدگاه شمال
راست چون ماهیان در آب زلال
بود ماه فلک تمام آن شب
شاه را شد هوای بام آن شب
شب مهتاب طرف بام خوشست
جلوههای مه تمام خوشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف یک شب زیبا و دلپذیر میپردازد. شب مانند گلشن بوده و نور ماه و ستارهها آسمان را روشن کردهاند. وجود شکر و شیر در کوزهها نماد شیرینی و خوشی این شب است. ماه مانند پنیر شکل گرفته و طبیعت از زیبایی و لطافت پر شده است. سایهها و رنگها در این شب زیبا به خوبی توصیف میشوند و در نهایت، شاعر به هوای بام و زیباییهای این شب اشاره میکند که همه چیز را جذاب و دلنشین میکند.
هوش مصنوعی: آن شب، تمام هستی شبیه یک باغ پرگل بود. در واقع، آن شب شبی نبود که تاریکی را تجربه کند، بلکه مانند روزی روشن و پرنور بود.
هوش مصنوعی: آسمان مانند جامی پر از شکر و شیر است که از نور آفتاب و ماه روشن شده است.
هوش مصنوعی: ماه مانند یک کاسهٔ پر از پنیر است و حرکتها و جابهجاییها به نرمی و بیدردسر مانند جریان شیر پیش میرود.
هوش مصنوعی: سایهی تاریکی بر سر روشنی افتاده است، مانند اینکه عطر خوشبوی مشک بر روی کافور پاشیده شده باشد.
هوش مصنوعی: در چمن، سایههای برگ چنار مانند دستهای سیاه و زیبا به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: سایهٔ درخت بید در شمال به اندازهای شفاف و روشن است که میتوان آن را مانند ماهیانی در آب زلال تصور کرد.
هوش مصنوعی: در آن شب، ماه تمام آسمان را روشن کرده بود و شاه به تماشای بام و فراز آن شب متمایل شده بود.
هوش مصنوعی: شبهایی که ماه میتابد، در کنار بام بسیار زیباست و تمامی زیباییهای نور ماه دلنشین و خوشایند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.