گنجور

غزل شمارهٔ ۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ترک یاری کردی و من هم چنان یارم ترا

دشمن جانی و از جان دوست تر دارم ترا

گر بصد خار جفا آزرده سازی خاطرم

خاطر نازک ببرگ گل نیازارم ترا

قصد جان کردی که یعنی: دست کوته کن ز من

جان بکف بگذارم و از دست نگذارم ترا

گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل

نیست ممکن، جان من، کز دل برون آرم ترا

یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمده

زانکه خواهم در حضور دوست بسپارم ترا

این چنین کز صوت مطرب بزم عیشم پر صداست

مشکل آگاهی رسد از ناله زارم ترا

گفته ای: خواهم هلالی را بکام دشمنان

این سزای من که با خود دوست میدارم ترا

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان هلالی با یک مقدمه » تصویر 153

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد حسن اصفهانی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۹ نوشته:

با سلام
به عقیده من با توجه به معنی شعر بزم عیشت درست تر از بزم عیشم می باشد.

 

مهدی در ‫۲ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۲ نوشته:

با جنابِ اصفهانی در موردِ تغییرِ «عیشم» به «عیشت» موافق هستم.
همچنین بیت 7 را به شکل زیر هم شنیده‌ام:
گفته‌ای خواهی هلالی را بکام دشمنان
این سزای من که با خود دوست می‌دارم ترا
چند بیتی از این شعر را «مقدّس نبی‌وا» خواننده‌ی شهیرِ تاجیکستانی سال‌ها پیش خوانده‌اند:
https://youtu.be/0p2f_WmgLHg

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.