گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای گلستان جمالت در کمال خرمی

عالم از ناز تو پر شد، نازنین عالمی

خرمن آدم چو بهر دانه ای بر باد شد

چون کند با دانه خال تو مسکین آدمی؟

مرده صد ساله را در یک نفس جان میدهی

با تو کی باشد مسیحا را مجال همدمی؟

سینه را گفتم که: بی غم شو، دل غمناک گفت:

با غمش جایی که من باشم چه جای بی غمی؟

گر هلالی از درت محروم شد تدبیر چیست؟

در حریم آن حرم کس را نباشد محرمی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.