گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۴۰۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!

گه گهی با عاشق خود یار بودی کاشکی!

چون توان گفتن که: جورت کاش! بودی اندکی؟

اندکی بود این قدر، بسیار بودی کاشکی!

ذره را فی الجمله قدری هست پیش آفتاب

قدر من پیشت همان مقدار بودی کاشکی!

هر گل از روی تو یادم داد و آتش زد بدل

این همه گلها که دیدم خار بودی کاشکی!

یار دوش آمد ببالین من و من بی خبر

بخت خواب آلود من بیدار بودی کاشکی!

دی بدیواری فگندی سایه، من مردم ز رشک

قالب من خاک آن دیوار بودی کاشکی!

رفتی و درد هلالی همچنان ناگفته ماند

عاشقان را قوت گفتار بودی کاشکی!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر