گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

شب فراق ز صبحم خبر چه می پرسی؟

چو روز من سیهست، از سحر چه پرسی؟

رسید جان بلب، ای یار مهربان، برخیز

گذشت کار ز پرسش، دگر چه می پرسی؟

مپرس: کز غم هجران چه بر سر تو رسید؟

مرا که نیست سر، از دردسر چه می پرسی؟

ز واقعات ره عشق جمله با خبرم

درین طریق ز من پرس هر چه می پرسی

بکوی دوست، هلالی، ز راه کعبه مپرس

تو ساکن حرمی، از سفر چه می پرسی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام